رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )

41

در آستانه قرآن ( فارسى )

ويژه » لازم است . اين دليل ساده است : احتياجى احساس نمىشد كه به چنين كارى مبادرت شود ، زيرا « ساعت » نزديك بود و جهان فنا مىشد . وقتى تصميم گرفتند اين كار را انجام دهند كه ديگر خيلى دير بود . يعنى وقتى كه متوجه شدند اين « ساعت » به آيندهء دورى احاله شده و شايسته است تا تحقق اين امر و رسيدن ساعت ، منبع اساسى قانون را تثبيت نمايند ( ص 105 ، 127 ) . * اين نظريه در ميان مسلمانان مورد قبول قرار نگرفت . بدون اينكه بخواهيم بحث تند زيركانهء او را نديده بگيريم مىتوان به دو خرده گرفت كه او ادوار مختلف تبليغ وحى را كه آيات قرآنى مورد استناد او بدانها مربوط است ، مورد توجه قرار نداده است بدون گفتگو محمد ( ص ) در آغاز رسالت ، در قرآن جز به صورت انذاردهندهء روز قيامت تجلى نمىكند . در آن زمان ، طرح اصلى تبليغ عبارتست از توصيف پايان عالم ، قيامت و روز جزاء ، جهنم و بهشتى كه بكفار و اصفياء وعده شده است . ولى وقتى پيغمبر ( ص ) در مدينه مستقر مىشود ، مقتضاى سخن نيز عوض مىگردد ، كم كم ديده مىشود كه تهديد جزا در برابر مسائل فورىترى يعنى قواعدى كه براى عبادت ، مسائل حقوقى و مناسبات مؤمنان با هم لازم است ، رو بكاهش مىنهد . مسلما اين عامل ، حساب قيامت را كه از مسائل اساسى اسلام است يكسره كنار نمىنهد ، ولى اين بدان معنى است كه تا رسيدن روز موعود ، قرآن بايد به خود سازمان اجتماع نيز بپردازد . بنابر آن بايد قرآن را « بقيد كتابت » درآورد . اين ضرورت ، به نسبتى كه اسلام رشد مىكند ، مسلما بيش از پيش احساس مىگردد . اين مسأله بقدرى حائز اهميت بود كه در حيات خود پيغمبر ( ص ) نيز مطرح بوده است . زيرا مىدانيم كه در دوران زندگى پيامبر ( ص ) نيز مسلما قسمتهاى كم و بيش مفصلى از وحى بقيد كتابت درآمده بود . بنابراين ما به سؤالى برمىگرديم كه در آغاز كار پيش كشيده بوديم : به چه دليل محمد ( ص ) در زمان حيات